میهمان

میهمان

ما در این دنیا چند روزی میهمان هستیم ، چه خوب است فرصت را غنیمت بشماریم و در راه او گام بر داریم .
... میهمان ...

بایگانی
میهمان

پربیننده ترین مطالب

ساخت کد آهنگ

۹۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «میهمان» ثبت شده است

بنشین
در خانه ی دلم
که عطر نگاه تو
تمام لرزه هایش را
به خواب خواهد برد
این سرزمین
فقط و فقط
با بودن تو
آرام می شود
و تو
حسود تر از آنی
که کسی را
هم خانه ات کنی



۵۴ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۳
وحید

آدم ها اندازه ی آرزوهاشون هستند


گاهی خدا

آدم ها رو به آرزوهای کوچیکشون می رسونه

تا اونا

کوچیکی خودشون و ببینند...


امروز به آرزوهای چند سال پیشم فکر میکردم 

وقتی دیدم به خیلی هاشون رسیدم

به خودم خندیدم

به کوچکی خودم

به خودم میگفتم اینها آرزوهات بودن

چقدر کوچیکی ... 


۳۱ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۰
وحید

شاید هیچ کس در جهان به اندازه ی تو درخت نکاشته باشد؛
مدینه را تو نخلستان کردی
اما
تو نیامده بودی که فقط درخت بکاری ...

شاید هیچ کس درجهان به اندازه ی تو چاه نکنده باشد؛
اما
این همه چاه عمیق
حتی برای یک آه عمیق
چقدر کوتاه بود
آه ...
امروز آه تو دامن عالم را گرفته است...


پی نوشت :

- برای این جمله آخر حرفها دارم ...


۴۲ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۱ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۵:۲۰
وحید

والأُمّة مُصرّةٌ علی مقته...

از اعمال شب نوزدهم این است که صد مرتبه بگویی
اللهم العن قتلة امیرالمؤمنین
و هر بار به این فکر کنی
که مگر بابای ما را چند نفر کشتند؟


Alavi 05


۱۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۴ ، ۱۶:۱۹
وحید

سال 86 آخرین سفری بود که رفتم حرم آقام...
بعد از اون سفر، بارها و بارها شرایط سفر پیش اومد اما من بعد از آخرین سفر، یه قول و قراری با ارباب گذاشتم و ازشون درخواستی داشتم... یه قولی ازشون گرفتم که بعد از اجابت خواسته ام بیام حرمتون....

اما حالا، بعد از چند سال، که اون موضوع حل نشد... دیدم گره تموم مشکلات، تو حرم آقام باز میشه... وقتی به مقدمات سفر مشغول شدم  یه مورد بسیار مهم کاریم حل شد...
حالا دیگه هیچی ازشون نمی خوام... فقط بیام حرم ...
فقط برم حرم باباشون تا دلمو مثل همیشه خنک کنه...
فقط برم حرم حضرت دریا ...





هر جا که حسین است همانجاست بهشتم
پس هیچ کجا غیر تــو زیــبـــا شدنی نیست

باید نفسی مــرثــیــه خــــوانت شده باشد
ورنه دم عیسا که مســــیحا شدنی نیست



پی نوشت
-------------

 اگر خدا بخواد فردا راهی حرم اربابم
حلال کنید 
دعاگوی عزیزان خواهم بود ...
۳۰ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۴ ، ۰۲:۴۷
وحید
دیروز تو مسیر محل کار خیلی یاد 175 شهید غواص بودم
با خودم گفتم یه سر برم معراج شهدا
اگر دعوت شده باشم میتونم ببینمشون
قبل ظهر با دو تا از رفقا راه افتادم و رفتیم معراج
یکی از مجموعه های دولتی مراسم گرفته بودند و سخنران مجلس شهدا ، حاج حسین یکتا بود
دلم برای نفس گرمش تنگ شده بود
چند دقیقه ای از صحبتهای حاج حسین نگذشته بود که رفقا بهم زنگ زدن و گفتن هماهنگ کردن بریم بالای سر شهدا
سریع از مراسم اومدم بیرون
تازه یه تعداد شهید آورده بودن و هنوز خاک سفر باهاشون بود
بدون کفن و تو کاور بودن
رفیقم که از بچه های رزمنده ست ، وقتی استخونهای پاک شهدا رو تو کاورها میدید
گریه می کرد و با خودش می گفت : چی بودند و چطوری برگشتند ...


 
پی نوشت :

دلم شهادت می خواهد
مردن را که همه بلدند ...
من دلم از همین تابوتها میخواهد
از همین ها که بوی عشق می دهد
دلم گرفته شهیدان ، شما مرا ببرید
مرا زغربت این خانه تا خدا ببرید
مرا که خسته ترینم کسی نمی خواهد
کرم نموده دلم را مگر شما ببرید ...

۵۲ نظر موافقین ۱۷ مخالفین ۱ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۳
وحید

تو جریان داری در التهاب ِ جاری ِ نفسهایم
در التهاب ِ تقابل ِ عقل و دلم
وقتی قامت می بندم به دیدارت
وقتی راهی می شوم برای رسیدن به تو
وقتی می ایستم در سرزمین بکر دلدادگی ام
تمام ِ حجم ِمرا
نفس های تو پر می کند
و دلم، به باران می نشیند
از شوق ِشنیدن ِپاسخ ِروشن ِتو



۱۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۰
وحید

دورت بگردم دور اون ضریحی که هواشو کردم
خودت میدونی که فقط خود تویی دوای دردم
دورت بگردم


آرزو دارم حتی شد جنازم و حرم بیارم
آروم میگرم سرمو پایین پات اگه بزارم
آرزو دارم


++
منو به عشقت چه راغب کردی 

خیلی زندگیمو جالب کردی
شنیدم تو روضه های قاسم
یه شبه طیب و طیب کردی


***نگاهی بَسَمه رو سیاهی بَسَمه***
گریم گرفته مثل بچه مرده ها دلم گرفته

کدوم گناهم منو تو  تورو ازم گرفته
گریم گرفته


دلم گرفته دل من از عالمو آدم گرفته
بده چناهم نوکرت بهونه ی حرم گرفته
دلم گرفته


++
باخودم تو روضه خلوت کردم
باخودت خصوصی صحبت کردم
من یه کربلا میخوام بی تابم
که بگی باشه اما صبر کردم

۴۳ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۳۰
وحید
بیا با هم قراری بگذاریم
من
بنشینم در همان بیشه دلنواز همیشگی
و بگویم از عاشقانه های مشترکمان
و تو
لبخند بزنی
و دلم
سرشار شود
از احساس ناب داشتن تو



مهمون نوشت میهمان
*****************
مبعث رسول مهربانی ها تبریک و تهنیت فراوان " ای احمدیان به نام احمد صلوات*** هر دم به هزار ساعت از دم صلوات*** از نور محمدی دلم مسرورست*** پیوسته بگو تو بر محمد صلوات"اللّهـُمَّ صَـلِّ عَلے مُحَـمَّد ﷺ وَ آلِـ مُحَـمَّد ﷺ وَ عَجِّـلْ فـَرَجَـهُم
* کلیک رنجه کنین یه تصویر زیبا برا عیدی
* تصمیم داشتم کلی گلایه کنم:
- از برنامه های صدا و سیما از اینکه وقتی یه برنامه ارزشمند و پرمفهوم_ از نظر من_ مثل کلاه قرمزی داره پخش میشه و کلی راهکار به کوچیک و بزرگ میده و مفاهیم ارزشی زندگی ایرانی رو برامون زنده میکنه یه عده ادم نقطه چین میان میگن این برنامه باید متوقف شه چون بدآموزی داره یعنی از اونهمه کارتون های غربی که خشونت رو تزریق میکنن به ذهن کودک و اینهمه تولید داخلی که ترانه و رقص یادشون میدن بدتره؟!
- از فراگیر شدن شبکه های اجتماعی و کمبود وقت خانواده ها برای همدیگه، که متاسفانه دشمن داره نرم وارد میشه تا قشر ارزشی ما رو از مولفه های ارزشمند و اصلی خانواده اسلامی ایرانی دور کنه و حواسمون نیست...
- از بی بصیرتی بعضی عوام و خواص که دانسته یا ندانسته دارن کارایی میکنن که دِین بزرگ خون شهید و ... میاد رو گردنشون و خیالشون نیست ( توی پرانتز بگم جرات نمیکنم از مدیر میهمان که بیشتر این موضوع رو توضیح بدم و الا دل خونی دارم...)
- از واجب های فراموش شده ای که گاهی اینقد راحت از کنارشون میگذریم و اصلا عین خیالمون نیست! بابا اینا واجبن ما فراموششون کردیم و سر همین فراموشی دارن همه چی رو ازمون میگیرنا...
- از پخش یه سری مطلب و جک و لطیفه که ادم وقتی میخونه بیشتر گریه اش میگیره. که دارن مستقیم اعتقاد ما رو نشونه میرن و تمام دین ما رو به سخره میگیرن و چقد نرم و ملایم رفتار میکنن که خیلی از مسایل رو عادی سازی کنن و ما فقط می خونیم و گاهی هم متاسفانه پست مجدد هم می کنیم...
- از شبهه هایی که مطرح می کنن و جواب میدن و سندیتی برای اثبات یا رد اون موضوع ندارن و هدفشون فقط ضربه زدن به اصل دین و انقلاب و ادمای ارزشی هست...
- از بعضی ادمای راحت طلب (یعنی خطابی محترمانه تر از این نداشتم بگم) اینایی که توی هر موضوع و مساله ای که اتفاق میفته میشینن و میگن صبر میکنیم ببینیم رهبری چی میگن! یعنی اقا اینهمه صحبت کردن و روشنگری داشتن و موضع خودشون رو صریح اعلام فرمودن تا امثال ما توی هر موضوعی بصیرت داشته باشیم و تصمیم درست رو به موقع بگیریم نه اینکه...
* خب چون عیده قرار نیست انتقاد کنم هیچی نمیگم دیگه
* راستی تا یادم نشده بگم مخاطب این پست بسیااااااااااااااار لطیف و عاشقانه خدایی هست که بودنش همه دارایی منه و مخاطب خاص برا نویسنده بسیار محترم میهمان نداره بنده خدا رو سوال پیچ نکنین
* ماه سپید همیشه جاری خدا هم داره تموم میشه و من هنوز اندر خم یه کوچه ام که ای داد بیداد تموم شد و نفهمیدم. اینم نمونه ای از بی لیاقتی که گاهی با وقت ندارم و کارای مهم تر دارم که خودشون مثل عبادت و ذکر و دعا هستن و ... گاهی فکر میکنم فقط دارم توجیه میکنم بی لیاقتی خودمو.
* توی تمام عاشقانه هاتون با خدا همه رو دعا کنین و قدر بدونین خدا بهتون فرصت میده باهاش حرف بزنین و صداش کنین و ... همین که بهمون اجازه میده نماز اول وقت بخونیم و بدونیم داریم چی میخونیم و چی بهش میگیم همین که توی این حس ناب، آرامش نگاه خدا رو دلمون نقش می بنده نعمت ارزشمندیه که دعا کنین همه لایقش باشیم.
* توی این ایام ارزشمند برای نسل شیعه خیلی دعا کنین. برای همه اون ادمایی که لذت بندگی خدا رو نچشیدن و دورشدن. دعا کنین برگردن...
* برای همه اونایی که توی جنگ و غارت و ناامنی دارن زندگی میکنن و دین و اعتقادشون رو حفظ میکنن دعا کنین و قدر آرامش خودمون رو بدونیم و شاکر خدا باشیم واسه داشتن رهبر عزیزمون و نیروهای گمنام انقلاب و همه اونایی که توی راه و هدف و منش اسلام و انقلاب خستگی ناپذیرن.
* توی ماه پیامبر مهربانی ها، رحمت للعالمین رو واسطه قرار بدین و دعا کنین اقامون بیان: اللهم عجل لولیک الفرج
** یعنی دیگه عمرا نویسنده میهمان اجازه بدن مهمون بیاد اینجا. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
۲۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۵:۳۸
وحید


ابوتراب را گفتند: یا علی ما فعلت حتی تصیر علیا؟
چه کردی که "علی" شدی؟
حضرت فرمودند: انی کنت بوابا لقلبی.

نگهبان دلـ♡ــم بودم!


پی نوشت:

- ولادت امیرالمومنین(علیه السلام) و روز پدر رو خدمت همه رفقا و دوستان بزرگوارم تبریک میگم.
- از علی(علیه السلام) نوشتن، از کسی که تمام خزائن عالم به دستشون هست خیلی سخته؛ من ِ کوچیک و بیچاره کجا و نوشتن از مولا کجا؟
- از خدا میخوام روز به روز محبت آقا رو تو دلمون بیشتر کنه و ما رو در بهشتش با امیرالمومنین و مادر همه ی خوبیها محشور کنه.
- بعضی از رفقا قراره معتکف بشن و چه سفر ِ زیباییه این اعتکاف ... رنگها تغییر میکنه و دلها قشنگ میشه، از همه ی عزیزانی که به این سفر معنوی میرن خواهش میکنم برای من ِ رو سیاه خیلی دعا کنند.
- و در آخر:

تمام لذت عمرم همینه                  که مولایم امیرالمومنینه

۳۶ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۱۵
وحید

سال گذشته یه مطلبی به نام عشق نوشته بودم که نظرات مختلفی از سوی دوستان نوشته شد

آدم ها
یا حقیقی اند
یا مجازی.
اما
عشق
عشق است ... 

بعضی از نظرات موافق بود و بعضی مخالف؛ هر چند من روی این موضوع خیلی حرف زدم و حرف ها دارم که بماند ...
گاهی به رفقای نزدیک میگم حرف های منم به درد خیلی جاها نمیخوره و به قول استادمون که می گفتن: حرفهاش به درد اجتماع نمیخوره ...

اما موضوعی که باعث شد این پست توی ذهنم مرور شه این بود که یکی از هم وبلاگی های عزیزمون هست که متاسفانه بخاطر کسالتی، بیمارستان بستری شده و این ایام دوستانی که تو فضای مجازی ایشون رو میشناسن بسیار ناراحتند...
دوستی که موضوع رو بمن گفت بقدری متاثر بود که اشکش جاری شده بود...
اون شب که این خبر رو شنیدم خیلی ناراحت شدم و خدا رو به اون چهارده حرف قسم دادم و از خانومی که " بعد از اون دنیا قشنگ نیست " خواستم که این عزیز و شفا بده...

بازم میگم: آدم ها یا حقیقی اند یا مجازی
اما عشق عشق است ...

*******

تو دلم حرف زیاده ...

۳۰ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۳۴
وحید

أسألُکَ بِحقِّ . . . طه و یس و کهیعص و حمعسق ...مفاتیح/دعای شب عرفه


این حرف ها

نه معنایشان را می دانم

و نه می فهمم حقشان چیست

که می شود خدا را به آنها قسم داد...

وقتی هم که می شمارمشان

چهارده حرف بیشتر نیستند...


پی نوشت:

- خدایا! به این چهارده حرف ...

۴۸ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۱۱:۴۵
وحید

حسن حسن حسن ، احمد

جانم احمد جان

حاج حسن رفتی مذاکره ، یه چی میگم به شیطان بزرگ بگو حتما

بفرما حاجی


بگو :

با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد و عملیاتمان را علیه آنها شروع خواهیم کرد

هر کس با ماست ؛ بسم الله !

هر کس با ما نیست ؛ خداحافظ !


امام خامنه ای (حفظه الله):

چه توافق هسته ای بشود ، چه نشود ؛ این را بدانید امنیت اسرائیل تامین نخواهد شد...

۴۰ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۱ ۱۱ فروردين ۹۴ ، ۱۷:۱۶
وحید

ما سیـنه زدیم و بی صدا باریدند
از هر چـه که دم زدیم آنها دیدند
مـــا مدعیــــان صــف اول بودیم
از آخــر مجلس شـهدا را چیدند


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جریان یکی از دیدارها دو بیت از اشعار یکی از شاعران درباره‌ی شهدا را قرائت کردند. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب اسلامی KHAMENEI.IR نماهنگ «در آرزوی شهادت» را تهیه و منتشر کرد.
در این نماهنگ فیلم قرائت شعر توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی شهدا برای اولین‌بار منتشر شده است. همچنین از دیگر بخش‌های نماهنگ «در آرزوی شهادت»، تصاویری از حال و هوای گلزار شهدای بهشت زهرا سلام‌‌الله‌علیها در روزهای پایانی سال ۱۳۹۳ و صوت بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه شصت درباره‌ی مسأله شهادت است.

جــــــــــانــــــــــم فــــــــــــــــدایتــــــــــــ

امــــــــــــــــامــــــــــــــــم

۳۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۴۴
وحید

بانو سه ماه منتظر این دقیقه ام

مشغول کار ِخانه شدی ،خوش سلیقه ام

زهرا مرا چقدر بدهکار میکنی

داری برای دلخوشیم کار میکنی

آیینه ی پُر از تَرَکم احتیاط کن

رحمی به حال و روز دل ِ کائنات کن

باغ بدون غنچه و گل دلنواز نیست

ویرانه را به خانه تکانی نیاز نیست

گیرم که گَردگیری امروز هم گذشت

فصل بهار آمد و این سوز هم گذشت

آشفته خانه ی جگرم را چه میکنی؟

۱۴ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۳۰
وحید

امروز فقط برای تو می نویسم
برای تو که از همه به من نزدیکتری و بهتر از همه از دلم خبر داری .
برای تو که از روز اول ، لطفت ....
و خودت میدانی این سالها بر من چه گذشت!!!!

از دردهای همیشگی
از نگاه های متفاوت
از با پر رویی در صحنه موندن
از دنیایی که نفس کشیدن درش سخت شده
از حرفهایی که تو سینه موند
از پژمردگی این روزهام
و از ...

برای تو که انگار میخواهی یک جوری آرامم کنی و شاید دلم را بدست بیاوری
اما ...
اما این روزها ، لطفت ، بیشتر و بیشتر در زندگیم رخ عیان کرده
انگار قرار است ، روزها را روز به روز بر من سختتر کنی
انگار قرار است حرفهای بیشتری بشنوم
انگار قرار نیست کسی بفهمد که چه میگویم
انگار نمیشود که نمیشود که نمیشود
و این چه امتحانیست که آخِرش پیدا نیست ...
باشه
اما قرار ما چیز دیگری بود ...

 *********************

 پی نوشت :

- این پست و فقط خودم میدونم و خدا ، و هیچکسی نمیدونه من چی گفتم ، چون احتمالا هرکسی یه تفسیری میکنه ...
- چند وقتیه در فشارهای مختلف روحی و جسمی هستم و از دیروز خیلی احساس پژمردگی میکنم...
- فردا ان شاء الله اگر دعوت بشم میرم جایی که دلم آروم میگیره ، میرم راهیان نور ... این چند روز با خودم خیلی حرف زدم ، میگفتم تو نوزده سال گذشته برای چی رفتی و امسال با چه نیتی میری؟
با خودم می گفتم : من راه و گم کردم و قرار نبود به اینجا برسم ...
- سال 93با تمام فراز و نشیبهاش رو به پایانه ، با خاطرات خوب و بد در فضای حقیقی و مجازی .
- امروز در آخرین جلسه کاری پایان سال 93 ، وقتی دعای یا مقلب القلوب و خوندن ، عجیب بهم ریختم و اشک تو چشام جمع شد ، وقتی این دعا خونده میشه ، میخواد فصلی جدید در بودنمون رقم بخوره و من نمیدونم قراره احوالاتم در فصل جدید چگونه باشه .
- حلالمون کنید و لحظه تحویل سال ، دعا کنید من هم مشمول حول حالنا بشم .

یا فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) یا امام رضا (علیه السلام)

۲۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۰۷
وحید


کاش

قصه ی چادرت

افسانه بود...

۲۷ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۲۳
وحید

 

و لستُ أدری خبرَ المسماری...


قریب به هزار و جهارصد سال گذشته است...                        

.......................                       

خبر در و دیوار را

هنوز هم که می شنوم

داغ است...

۱۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۰۹
وحید