میهمان

میهمان

ما در این دنیا چند روزی میهمان هستیم ، چه خوب است فرصت را غنیمت بشماریم و در راه او گام بر داریم .
... میهمان ...

بایگانی
میهمان

پربیننده ترین مطالب

ساخت کد آهنگ

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۰ ثبت شده است

امروز قبله اول مسلمین ، به دست اسرائیل این غده سرطانی خاورمیانه افتاده است . امروز برادران فلسطینی و لبنانی عزیز ما را با تمام قدرت می کوبد و به خاک و خون می کشد . امروز اسرائیل با تمام وسایل شیطانی تفرقه افکنی می کند . بر هر مسلمانی لازم است که خود را علیه اسرائیل مجهز کند.( امام خمینی "ره")






دوستان عزیز سلام
الحمدلله پرونده فیلم پایان نامه با موفقیت به اتمام رسید و تصمیم گرفتیم این بار در شرکت پخش فیلم جبرائیل  به اکران یک فیلم ضد صهیونیستی بپردازیم و پس از بررسی های لازم , فیلم " شکارچی شنبه " به کارگردانی پرویز شیخ طادی انتخاب شد . برای اکران این فیلم با دوستانمون در مجموعه پخش جبرائیل زحمات بسیار زیادی کشیدیم و خوشحالیم که به فرموده حضرت روح اله عمل کردیم که فرمود : اگر مسلمین مجتمع بودند هر کدام یک سطل آب به اسرائیل می ریختند او را سیل می برد ،  اگر در دوران جنگ بعلت کمی سنمان نتوانستیم در جبهه ها حضور پیدا کنیم اما خوشحالیم که امروز در جبهه فرهنگی در رکاب امام خامنه ای توانستیم یک سطل آب در جهت از بین بردن این غذه سرطانی بریزیم تا انشاء الله دل مولایمان از این حرکت شاد شود . 
داستان این فیلم ماجرای یک کودک 8-7ساله است که در اثر تعلیمات پدربزرگش  که یکی از سران جریان فکری صهیونیسم می باشد با استفاده از آموزه های کتاب جعلی تلمود دچار استحاله فکری و ذهنی شده و از فطرت پاک انسانی حرکت کرده و تبدیل  به موجودی خشن و خطرناک و خونریز می شود .
این فیلم که از 20 مهر ماه در سینماهای تهران اکرانش آغاز شده ، پس از آن در سینماهای شهرستان به نمایش در خواهد آمد .
این فیلم دارای مفاهیم بسیار عمیق و کاربردی از خیانت و ظلم رژیم خودساخته اسرائیل است که زوایای خاصی از اعتقادات پوچ این غده سرطانی را به تصویر کشیده است .
لذا از همه دوستان دعوت می کنم که حتما این فیلم و ببینند و با حضور خود در سینماها از یک اثر ضد صهیونیستی حمایت کنند .

۵۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۰ ، ۲۳:۱۵
وحید


مرحوم شیخ طوسى رضوان اللّه تعالى علیه در کتاب رجال خود آورده است :
در یکى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا علیه السلام در منزل آن حضرت گرد یکدیگر جمع شده بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز که از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصیّت هاى ارزنده بود، در جمع ایشان حضور داشت .
هنگامى که آنان مشغول صحبت و مذاکره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام علیه السلام ، به یونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هیچ گونه عکس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن که به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر علیه یونس ، به سخن چینى و ناسزاگوئى آغاز کردند.
و در این بین حضرت رضا علیه السلام سر مبارک خود را پائین انداخته بود و هیچ سخنى نمى فرمود؛ و نیز عکس العملى ننمود تا آن که بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا یونس از اتاق بیرون آید.
یونس با حالتى غمگین و چشمى گریان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
یاابن رسول اللّه ! من فدایت گردم ، با چنین افرادى من معاشرت دارم ، در حالى که نمى دانستم درباره من چنین خواهند گفت ؛ و چنین نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا علیه السلام با ملاطفت ، یونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود:

اى یونس ! غمگین مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگویند، این گونه مسائل و صحبت ها اهمیّتى ندارد، زمانى که امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هیچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى یونس ! سعى کن ، همیشه با مردم به مقدار کمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بیان نمائى .
و از طرح و بیان آن مطالب و مسائلى که نمى فهمند و درک نمى کنند، خوددارى کن .
اى یونس ! هنگامى که تو دُرّ گرانبهائى را در دست خویش دارى و مردم بگویند که سنگ یا کلوخى در دست تو است ؛ و یا آن که سنگى در دست تو باشد و مردم بگویند که درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنین گفتارى چه تاءثیرى در اعتقادات و افکار تو خواهد داشت ؟
و آیا از چنین افکار و گفتار مردم ، سود و یا زیانى بر تو وارد مى شود؟!




یونس با فرمایشات حضرت آرامش یافت و اظهار داشت : خیر، سخنان ایشان هیچ اهمیّتى برایم ندارد.
امام رضا علیه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:


اى یونس ، بنابر این چنانچه راه صحیح را شناخته ، همچنین حقیقت را درک کرده باشى ؛ و نیز امامت از تو راضى باشد، نباید افکار و گفتار مردم در روحیّه ، اعتقادات و افکار تو کمترین تاثیرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگویند.(10)



............................
10-بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از کتاب رجال کشّى .

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۰ ، ۱۳:۴۸
وحید

هوالتواب الرحیم

فضیلت توبه و استغفار

برگرفته از کتاب المراقبات مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

خوب است که پیش از هر عملی در ماه ذیقعده، از تمامی گناهان و لغزش‌های گذشته‌ات توبه کنی؛ آن هم توبه‌ای صادقانه و راستین؛ زیرا اگر بدانی که درباره توبه روز یکشنبه ماه ذیقعده چه روایتی از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده، به فضیلت نهفته در آن دست پیدا می‌کنی و روایت این است:

روز یکشنبه ماه ذیقعده بود، پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از خانه خارج شدند و فرمودند: «ای مردم کدام یک از شما قصد توبه کردن داشته و دوست دارد که توبه کند؟»

راوی گوید مردم همگی عرضه داشتند: «ای پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ما همگیمان می‌خواهیم که توبه کنیم.»

پیامبر خدا فرمودند: «اگر اینگونه است، غسل کنید و وضو بگیرید، سپس چهار رکعت نماز بخوانید، در هر رکعت یک مرتبه سوره فاتحه‌الکتاب و ناس و هر کدام از معوذتین (فلق و ناس) را یک بار خوانده، سپس هفتاد مرتبه طلب آمرزش کرده و استغفار بگویید و آن را با «لا حوْلَ و لا قُوَّة الا بالله العلی العظیم» خاتمه دهید، سپس بگویید:

«یا عزیزُ یا غَفّار إغْفِر ذُنوبی و ذُنوبَ جَمیعِ المؤمنینَ و المؤمِناتِ فإنَّه لا یَغْفِرُ الذُّنوبَ إلّا أنتَ»؛ ای خداوند عزیز و ای خداوند بخشنده! گناهان من و گناهان تمام مومنین از زن و مرد را بیامرز؛ به راستی که تنها تو بخشاینده گناهانی.

پیامبر خدا بعد از این سخنان فرمودند: «هر بنده‌ای از امت من که این عمل را انجام دهد، از آسمان ندایی به او می‌رسد که: «ای بنده خدا! عمل خود را از اول شروع کن، زیرا توبه تو پذیرفته شد و گناهت بخشیده گشت.»

در این هنگام فرشته‌ای از زیر عرش ندا سرمی‌دهد که: «ای بنده! مبارک باشد بر تو و بر خانواده‌ات و بر فرزندانت!»

و منادی دیگر ندا سرمی‌دهد که: «ای بنده خدا! تو در حالی که مومن هستی، چشم از دنیا فرومی‌بندی و در آن حال، دینت از تو گرفته نمی‌شود و قبرت گشاد و نورانی خواهد شد.»

منادی دیگر ندا می‌کند که: «ای بنده! پدر و مادرت، هرچند که از تو ناراضی بودند، اما اینک از تو راضی و خشنود شدند و پدر و مادر و فرزندان تو همگی بخشیده شدند و رزق و روزی تو، در دنیا و آخرت زیاد خواهد شد.»

جبرییل هم ندا سرمی‌دهد که: «ای بنده خدا! زمانی که وقت جان دادن فرارسید، من نیز همراه با عزراییل به بالینت می‌آیم و به او امر می‌کنم که با تو مدارا کند و در لحظه جان دادن اذیتت ننماید و با آرامش و راحتی، روح را از بدنت خارج کند.»

 راوی می‌گوید: ما عرض کردیم: «ای پیامبر خدا! (صلی‌الله‌علیه‌وآله) اگر کسی غیر از این زمان، این نماز را بخواند چطور؟»

پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «این مطالباتی که بازگو کردم، برای او نیز خواهد بدهد. به درستی که جبرییل در شبی که من به آسمان‌ها رفتم، این کلمات را به من یاد داد.»

حضرت امام محمد باقر (علیه‌السلام) فرمودند: «خداوند از توبه بنده خویش بیشتر از مردی که در شب تاریک، مرکب و توشه راه خود را گم کرده، سپس آن را پیدا می‌کند، خوشحال می‌شود.»

۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۰ ، ۱۲:۱۹
وحید