میهمان

میهمان

ما در این دنیا چند روزی میهمان هستیم ، چه خوب است فرصت را غنیمت بشماریم و در راه او گام بر داریم .
... میهمان ...

بایگانی
میهمان

پربیننده ترین مطالب

ساخت کد آهنگ

۸ مطلب در خرداد ۱۳۸۹ ثبت شده است


سلام
چند وقتی مسئله حجاب در جامعه ما تیتر روزنامه ها ، سایتها و موضوع سخنرانی خیلیها شده . این موضوع بسیار مهم ، که متاسفانه با کاستی های فراوان درحال تبدیل شدن به یک بحران عظیم در جامعه اسلامیست باید ریشه ای تر بررسی بشه لذا با استفاده از مطالب بعضی از بزرگان و عزیزان دارای فن و در مواردی نظر خودم مطلب ذیل رو تقدیم می کنم :

 
در مورد مشکل بدحجابى باید گفت که این معضل در ایران ریشه در عوامل متعددى دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حسابشده انجام داد. بر این اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى‏شود:
الف) عوامل درونى: منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه‏هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم‏ترین آنها عبارت است از:
 1. از نظر انسان‏شناختى و روان‏شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى‏باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را.
قرآن مى‏فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»،(1).
بر این اساس در جامعه‏اى مانند جامعه اسلامى ما که بسیارى از احکام، ارزش‏ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچگونه عذر و بهانه‏اى نیست بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى‏شود، به این اصل و عنصر روان‏شناختى باز مى‏گردد. به عبارت دیگر یکى از مهم‏ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا، تزلزل شخصیت است و مى‏باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل‏گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و نمود پیدا مى‏کند.

(مراجعه به ادامه مطلب )
۲۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۸۹ ، ۱۶:۴۴
وحید
در سالروز حماسه بزرگ 22 خرداد مرقومه ذیل را بمنظور ادای دین نسبت به نظام اسلامی و ولایتمدار به استحضار عزیزان میرسانم :

سال 89 درحالی از سوی رهبر معظم انقلاب به نام سال "همت مضاعف و کار مضاعف" نام گذاری شد که آقای "محمود احمدی نژاد" رییس جمهوری به عنوان یکی از الگوهای عملی این شعار بزرگ، از ابتدای سال و در روزهایی که بیشتر مسئولان از زمان تعطیلات برای استراحت کردن استفاده می کنند، او از ابتدای صبح تا پاسی از شب مشغول کار و تلاش است. به نظر می رسد رییس جمهوری قبل از مزین شدن این سال به نام همت مضاعف و کار مضاعف از سوی رهبر فرزانه انقلاب،خود یک مظهر و الگوی تمام عیار این واژگان است. رییس جمهوری از ابتدای سال نیز همین روند را ادامه داد و همت و تلاش مضاعف خود را برای خدمت به مردم دو چندان کرده است. احمدی نژاد با تلاش پیوسته و شبانه روزی، گفتمان کار و تلاش بی وقفه را با 2شناسه "انقلابی" و "مردمی" نهادینه کرده است.
در این بین هستند حسودان و بخیلان و دشمنان نظام که نمیتوانند این همه تلاش و کار را ببینند و همانند خفاشانی که از نور گریزان هستند با گرد و خاک های بی اثرشان میخواهند فضا را غبار آلود کنند ولی بدانند این کار آب در هاون کوبیدن است و یک جمله برای بدخواهان دولت و نظام بس است :

   
  آزاده به پیش دشمنان خم نشود

لطفا بخش ادامه مطالب را ملاحظه فرمائید
۲۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۸۹ ، ۱۹:۱۶
وحید
دخترک طبق معمول هر روز ، جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد و بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :
"اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم".

دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت : یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت :
" نه ... خدا نکنه... اصلآ کفش نمی خوام


فقط خودمان .... چرا؟
گاهی اوقات برای رسیدن به یک هدف ، حاضریم دست به هر کاری بزنیم !!!!
گاهی اوقات برای بدست آوردن چیزی حاضریم از خیلی چیزها چشم پوشی کنیم !!!!
گاهی اوقات برای دلمان ، حاضریم دل دیگران را بشکنیم !!!!
گاهی اوقات برای  کوچکترین کاری ، حاضریم بزرگترین دوستانمان را نادیده بگیریم !!!!
و گاهی اوقات برای آرزوهایمان ،حاضریم دست از اعتقاداتمان ،خدا ،اهل بیت و... برداریم!!!!
واقعا چرا انسان ، برای رسیدن به آرزوهای کوتاه ، برای راحتی در سرای ناراحتی ها و برای چند روزی که میهمان هستیم حاضره دست به هر کاری بزنه ؟؟؟

نظر شما چیه ؟...
۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۸۹ ، ۱۴:۵۳
وحید
شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت             
فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت                
         حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر                       
 کنایتی است که از روزگار هجران گفت               
              نشان یار سفر کرده از که پرسم باز                         
  که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت        
 من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب          
  که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت            
   مزن ز چون و چرا دم که بنده ی مقبل             
قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
سلام ... سلام ...سلام...
سلام برتو ، که پوینده راه امام و ادامه دهنده خط شهیدانی ،
و سلام بر تو، که داغ امام را بر دل داری و شوق کربلا را در سر !
برادر و خواهرم ! غم رحلت امام ، چیزی نیست که به این زودی و به این سادگی ، از یادها رود و دلها آرام گیرد
نهضت اسلامی ما ، ((رسول)) خویش را از دست داد
از آن روز که خورشید وجود امام گرفت و در آسمان میهنمان کسوف پدید آمد و امت داغدیده ی ما ، در "مصلی" و "بهشت زهرا" "نماز آیات" بر این خورشید گرفتگی خواندند ، نمازی که وضویش از " خون دل و اشک چشم" بود و تکبیره الاحرامش ، دست های عزاداری که بر سرها و سینه ها فرود می آمد ؛
آری... برادر و خواهرم !

(مراجعه به ادامه مطلب )
۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۸۹ ، ۱۵:۳۲
وحید
فاطمه گل است

ولادت با سعادت بی بی دوعالم حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) را به تمامی دوستان تبریک عرض می نمایم

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۸۹ ، ۲۱:۱۶
وحید
رفقای قدیمی حتما بخونن !  " لطفا "

 
    سلام
ما مدت زیادی با یکسری از دوستان تو یه مجموعه پر نشاط و فعال که اهداف بزرگی داشت دور هم جمع شده بودیم و در راه رضای خدا ( انشاء الله ) حرکت می کردیم اما از اون رویی که شیطون همیشه دنبال خراب کردن کارهای خوبه ، ما رو هم فراموش نکرد و یه سری به مجموعه ما زد و مدتی طول نکشید که همه چیز و خراب کرد ... حالا بعد از مدت زیادی که گذشته بعضی از همون دوستان یک دل و صمیمی ،که امروز ، تبدیل به .... شدند دنبال ، مقصر می گردند و یادشون رفته که خودشون تو این مجموعه چه نقشی داشتند
یادشون رفته که رفاقت چه جایگاهی داشت
یادشون رفته که همه ما میهمانیم و باید گذاشت وگذشت
برای همین بر آن شدم که چند جمله ای و اول برای تذکر به خودم و بعد برای یادآوری به این عزیزان بنویسم که شاید اثری بر دلها بذاره و ...

 
      
  بسم الله
آدمیزاد ، موجودی است که هم میتواند به درجات بالای انسانی هم از جهت معنوی و مادی و شخصیتی برسد و هم میتواند به پست ترین موجود در بین قوم و جامعه خود تبدیل شود شخصیتهائی نظیر شیخ مرتضی انصاری ، علامه طباطبائی ، میرزای نائینی ، شهید مطهری ، آیت الله العظمی بهجت و هزاران انسان فرهیخته و وارسته و عارف ، حجت های خدا بر روی زمین و مایه برکت و نمونه های تقوی هستند


(مراجعه به ادامه مطلب)
۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۸۹ ، ۲۱:۱۲
وحید
دانشگاه آزاد را خدا آزاد کرد !!!


سلام
بالاخره طلسم شکسته شد ، اسیری دیگر به آغوش خانواده اش بازگشت . این خبر انقدر خوشحال کننده بود که انگار فلسطین از دست اسرائیل آزاد شد !!!!!
بالاخره بعد از کشمکشهای فراوان ، 5 نفر از اعضاء هیات امناء دانشگاه آزاد از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شدند که این نفرات یک ماه مهلت دارند رئیس پیشنهادی این دانشگاه (آزادشده ) و معرفی کنند .
بالاخره امیدواریم بعد از سالها ، سال استعمار ، دست داش اکبر و یاراش ، به خصوص کاندید ردی هر ساله ریاست جمهوری از صحنه این دانشگاه قطع بشه.

فقط چند نکته :
1 - ما نباید هدف از آزادی این دانشگاه را فراموش کنیم .
2 - ما نباید در ادامه راه ، جا پای روسای قبلی بگذاریم .
3 - اگر این دانشگاه آزاد شده ، بیشتر از این آزاد بشه ، دیگه خدا میدونه چه بر سر بچه های این کشور خواهد آمد .
4 - انشاء ا..................... ، هزینه های تحصیل این دانشگاه ، کاهش پیدا کنه .
5 - در آخر ، برای رضای خدا و بدون کل کل های سیاسی ، فقط برای ارتقاء علم و پیشرفت علم ، با برنامه ریزی صحیح و انتصابات شایسته کار را استارت بزنیم .
۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۸۹ ، ۱۹:۳۸
وحید
باز هم ، خدا !!!!!

ا
مروز صبح که از خواب بیدار شدی ، نگاهت می کردم ، امیدوار بودم که با من حرف بزنی ، حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی،اما متوجه شدم که خیلی مشغولی ، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی ، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی : " سلام " ، اما تو خیلی مشغول بودی ، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی ، بعد دیدمت که از جا پریدی ، خیال کردم می خواهی چیزی را به من بگویی ، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی...
تمام روز با صبوری منتظرت بودم ، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلا وقت نداشتی با من حرف بزنی ، متوجه شدم قبل از ناهار هی دور و برت را نگاه می کنی ، شاید چون خجالت می کشیدی ، سرت را به سوی من خم نکردی .
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری ، بعد از انجام دادن چند کار ، تلویزیون را روشن کردی ، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه ؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی ، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری ، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی ، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی موقع خواب ، فکر می کنم خیلی خسته بودی ، بعد از آن به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فورا به خواب رفتی ، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی ، اما اشکال ندارد ، آخر مگر صبح به من سلام کردی ؟!
احتمالا متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام ، من صبورم ، بیش ار آنچه تو فکرش را می کنی ، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی ، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم ، منتظز یک سر تکان دادن ، یک دعا ، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید ، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی ، خوب ، من بازهم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود ، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی...
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی ؟ اگر نه ، عیبی ندارد ، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم ، من هرگز دست نخواهم کشید .
دوستت دارم ، روز خوبی داشته باشی

دوست و دوستدارت : خدا

بعد از تحریر:

وقتی که مطلب و به ثبت رسوندم ، یه بار دیگه خوندمش و از شرمندگی سرم و پایین انداختم و حرفی برای گفتن نداشتم ...
جز خدا را بندگی حیف است حیف                     بی غم او زندگی حیف است حیف
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۸۹ ، ۱۹:۰۳
وحید